استرس چیست؟

استرس یک اتفاق طبیعی و همیشگی است. هرگاه با چالشی مواجه شوید، رویارویی با آن یک واکنش فیزیولوژیکی به نام استرس را در شما ایجاد می کند.

استرس بیماری نیست بلکه نوعی حالت ذهن و بدن است. اما اگر درجه استرستان خیلی بالا باشد یا مدت خیلی طولانی ادامه یابد، ممکن است هم از بیماری فیزیکی و هم از بیماری ذهنی رنج ببرید.

استرس همیشه چیز بدی نیست. مثلا وقتی شما یا یکی از اطرافیانتان با یک خطر فیزیکی مواجه می شوید استرس به سودتان خواهد بود.

اگر کودکی را ببینید که در خیابان می دود،استرس ناشی از آن به شما انرژی و تمرکز کافی می دهد تا بدوید و او را متوقف کنید.

اما اگر در رختخواب دراز کشیده باشید و نگران صورتحساب مالیاتتان باشید، استرس اصلا سودمند نخواهد بود و نتیجه این می شود که خوابتان نمی برد. اگر این استرس مدت طولانی ادامه یابد ممکن است سلامتتان به خطر بیافتد.

ریچارد لازاروس که روی استرس تحقیق می کند، دریافت که استرس این طور آغاز می شود که شرایط را خطرناک یا سخت تعبیر می کنید و بلافاصله تصمیم می گیرید که چه منابعی برای مقابله با آن چالش دارید.

اگر اتفاقی را خطرناک یا سخت تعبیر کنید و منبعی برای مقابله با آن نداشته باشید واکنش استرس را تجربه خواهید کرد. به همین دلیل است که یک نفر عاشق ترن هوایی است در حالیکه از نفر یک نفر دیگر یک کابوس زنده است.

وقتی شرایط را چالش انگیز تعبیرمی کنید، سیستم عصبی اولیه تان طوری شبکه بندی شده است که خود به خود یک رشته واکنش های فیزیکی را آغاز کند. این واکنش ها غبارتند از ترشح هورمون استرس در جریان خون، گشاد شدن مردمک چشم ها، از بین رفتن حس ادراک درد، متمرکز شدن توجه، حرکت خون از پوست و اندام های گوارشی به سمت عضلات، افزایش سرعت و تنفس و ضربان قلب، افزایش فشار خون، و ترشح قند بیشتر در بدن که فورا منبعی از انرژی را در اختیارتان قرار می دهد.

هنگامی که در این حالت از ذهن و بدن قرار دارید که واکنش مبارزه یا عقب نشینی نامیده می شود،تقریبا هر چیزی را نوعی تهدید بالقوه می پندارید. در حالت آماده باش قرار دارید و بجای اینکه تاثیر درازمدت حرف ها و جرکاتتان را ببیبنید، دیدگاهتان نسبت به هرچیزی کوتاه مدت و فقط برای تهدید است.

فرض کنید رئیستان با شما در مورد سخنرانی قبلیتان صحبت می کند و می گوید به اندازه کافی خوب کار نکرده بودید.

اگر این موضوع را یک حمله شخصی تعبیر کنید فشار خونتان بالا می رود، مردمک چشمهایشان گشاد می شوند، عرق می کنید، و عصبی می شوید. بدنتان طوری رفتار می کند که گویی قرار است یک خرس به شما حمله و زندگیتان را تهدید کند و شما آماده جنگ یا فرار هستید.

اما اگر شرایط را این طور تعبیر کنید که رئیس در شرایط خوبی نیست یا مسئله بزرگی نیست، به همه همین را می گوید، احتمال کمتری دارد که موجب واکنش استرسی از جانب شما شود. پس در مورد استرس، نوع تعبیرتان از شرایط بسیار مهم تر از واقعیت شرایط است.

تحقیق نشان می دهد همه تا حدی استرس دارند. میزان استرس را مانند فشار مداد روی کاغذ تصور کنید. اگر خیلی محکم مداد را فشار دهید(استرس خیلی زیاد)، یا کاغذ را پاره می کنید یا مداد را می شکانید.

اگر بیش از حد آهسته فشار دهید(استرس بسیار کم)، هیچ نوشته ای روی کاغذ دیده نمی شود که رضایت بخش نیست. حد درست چیزی میان این دو حالت است.

در این صورت نقاشی زیبایی می تواند روی کاغذ شکل گیرد. استرس بسیار کم منجر به عدم انگیزه و استرس بیش از حد منجر به تحریک عصبی و بیماری می شود. مایندفولنس می تواند به شما کمک کند تا قبل از اینکه واکنش استرسی بیش از حد فعال شود، با سطوح بالای فشار مقابله کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *